توربوکمپرسورهای شعاعی چندمرحله‌ای در ایستگاه‌های تقویت فشار گاز

news-58de25eed9.jpg

توربوکمپرسورهای شعاعی

مقدمه

در خطوط انتقال گاز طبیعی که میان مناطق شهری و صنعتی گسترده شده‌اند، به‌مرور و به‌علت اصطکاک درون لوله‌ها، فشار گاز افت می‌کند. برای جبران این افت فشار و حفظ استمرار جریان، ایستگاه‌های تقویت فشار در فواصل منظم (معمولاً هر چند صد کیلومتر) در مسیر خط لوله نصب می‌شوند. قلب این ایستگاه‌ها کمپرسورهای گریز از مرکز چندمرحله‌ای هستند که با استفاده از نیروی محرکه توربین گازی یا الکتروموتور، فشار گاز را به سطح مورد نیاز بازمی‌گردانند و نقش اساسی در پایداری انتقال گاز ایفا می‌کنند. در این مقاله، ابتدا به بررسی ساختار فنی این کمپرسورها پرداخته می‌شود و اجزای اصلی آن‌ها مانند توربین محرک، شفت، پوسته، یاتاقان‌ها، دیفیوزر و ولوُت معرفی می‌گردد. سپس عملکرد عملیاتی کمپرسورها در ایستگاه‌های انتقال گاز با تمرکز بر شرایط فشار ورودی و خروجی، دبی گاز، محدوده عملکرد و کنترل دور مورد تحلیل قرار می‌گیرد. در پایان نیز نقش این تجهیزات در حفظ پایداری شبکه انتقال گاز طبیعی و جلوگیری از نوسانات فشار بررسی خواهد شد.

نمودار شماتیک ایستگاه فشرده‌سازی گاز و چرخه رانکین آلی

شکل 1:نمودار شماتیک ایستگاه فشرده‌سازی گاز و چرخه رانکین آلی

ساختار فنی کمپرسور شعاعی چندمرحله‌ای

کمپرسورهای شعاعی چندمرحله‌ای از نوع دینامیکی (توربوکمپرسور) هستند که در آن‌ها افزایش فشار از طریق افزایش انرژی جنبشی گاز و سپس تبدیل آن به فشار استاتیک صورت می‌گیرد.  این کمپرسورها از چند بخش اصلی تشکیل شده‌اند که هر کدام نقش مهمی در فرآیند تراکم گاز دارند:

پروانه (Impeller)

روتور یا پروانه‌ی چرخانی است که با پره‌های خود گاز را شتاب می‌دهد. گاز از مرکز پروانه به صورت محوری وارد شده و تحت تاثیر نیروی گریز از مرکز پره‌های دوار، سرعت و انرژی جنبشی بسیار بالایی می‌گیرد افزایش سرعت گاز در خروجی پروانه همراه با افزایش فشار سکون همراه است، اما بخش عمده‌ افزایش فشار استاتیک در دیفیوزر تحقق می‌یابد.

مجموعه روتور و پروانه ‌های کمپرسور گریز از مرکز چند مرحله ای

شکل 2: مجموعه روتور و پروانه ‌های کمپرسور گریز از مرکز چند مرحله ای

Diffuser (پخش‌کننده)

بخش ثابت بعد از هر پروانه است که به صورت یک گذرگاه با سطح مقطع روبه‌گسترش طراحی می‌شود. وظیفه دیفیوزر تبدیل انرژی جنبشی جریان پرسرعت خروجی پروانه به فشار است؛ بدین صورت که سرعت بالای گاز را به تدریج کاهش داده و در نتیجه فشار استاتیک آن را افزایش می‌دهد. دیفیوزرها می‌توانند بدون پره یا پره‌دار باشند که هر کدام مزایا و محدوده عملکرد خود را دارند. در کمپرسورهای چندمرحله، گاز پس از خروج از دیفیوزر هر مرحله وارد مسیری می‌شود که آن را به مرحله بعدی هدایت می‌کند.

Volute (حلزونی یا اسکرول)

مجرای جمع‌کننده‌ای است که دور تا دور دیفیوزر مرحله نهایی قرار گرفته و گاز خروجی دیفیوزر را جمع‌آوری کرده و به سمت دهانه خروجی کمپرسور هدایت می‌کند. شکل حلزونی ولوت باعث تبدیل باقی‌مانده سرعت گاز به فشار شده و جریان یکنواختی را به لوله خروجی می‌رساند. (در کمپرسورهای تک‌مرحله، ولوت نقش اصلی در تبدیل سرعت به فشار را برعهده دارد، اما در چندمرحله‌ای‌ها بخش عمده افزایش فشار در دیفیوزرهای بین‌مرحله‌ای انجام می‌شود).

مجراهای بین‌مرحله‌ای و پره‌های راهنما

در یک کمپرسور چندمرحله‌ای، پس از هر دیفیوزر گاز باید به ورودی پروانه بعدی که در مرکز قرار دارد هدایت شود. این وظیفه توسط گذرگاه‌های برگشتی انجام می‌شود که اغلب دارای پره‌های راهنمای ثابت هستند (مجموع این بخش‌ها را گاهاً "دیافراگم بین‌طبقه‌ای" می‌نامند). پره‌های راهنما جهت جریان را اصلاح کرده و آن را به چشم (ورودی) پروانه بعدی می‌رسانند. به این ترتیب جریان گاز مرحله به مرحله از یک پروانه به پروانه بعدی منتقل می‌شود و فشار آن به طور پیوسته افزایش می‌یابد. برای نمونه، در یک کمپرسور دو‌بخشی ممکن است بخش اول شامل ۸ پروانه و بخش دوم شامل ۶ پروانه باشد که به صورت سری کار می‌کنند و مجموعاً فشار گاز را به میزان لازم ارتقا می‌دهند. افزایش بیشتر فشار نیازمند تعداد پروانههای بیشتر است، لذا هرچه نسبت فشار نهایی بالاتر باشد تعداد مراحل (پروانه-دیفیوزر) بیشتری در طراحی کمپرسور به‌کار می‌رود.

پوسته (Casing)

پوسته کمپرسور محفظه‌ی محکمی است که تمامی اجزای داخلی (پروانهها، دیفیوزرها، گذرگاه‌های برگشتی و ولوت) را در بر می‌گیرد و گاز پرفشار را مهار می‌کند. پوسته معمولا از فولاد آلیاژی ساخته شده و برای تحمل فشار و دمای عملیاتی طراحی می‌شود. در کمپرسورهای خطوط لوله، طرح پوسته غالباً افقی-دوقسمتی (Horizontally Split) است؛ بدین معنا که پوسته از وسط به دو نیمه بالا و پایین تقسیم می‌شود که با پیچ و فلنج به هم متصل می‌گردند این طراحی امکان دسترسی آسان به روتور و اجزای داخلی را برای تعمیرات فراهم می‌کند بدون آنکه نیاز باشد لوله‌های متصل باز شوند. برای فشارهای بسیار بالا (مثلاً در کاربردهای فرآیندی خاص)، از پوسته‌های عمودی-بشکه‌ای (Barrel) استفاده می‌شود که یک پوسته یک‌تکه استوانه‌ای هستند و توسط دیافراگم‌های حلقوی داخلی به چند بخش تقسیم می‌شوند.کمپرسورهای چندمرحله‌ای در محدوده فشار خطوط انتقال گاز عمدتاً از نوع افقی-دوقسمتی هستند که تعمیر و نگهداری آن‌ها ساده‌تر است.

محور (Shaft)

شفت یک میله فولادی یکپارچه است که پروانههای کمپرسور بر روی آن سوار شده‌اند. همه پروانههای مراحل مختلف معمولا روی یک شفت مشترک (پیکربندی یک-محوره) نصب می‌شوند. و با هم دوران می‌کنند تا انرژی را به گاز منتقل نمایند. اتصال پروانهها به شفت به صورت مکانیکی محکم و بالانس‌شده انجام می‌شود تا از ارتعاشات و عدم‌تعادل جلوگیری شود. دو سر شفت به بیرون پوسته امتداد می‌یابد که در یک سر به محرک (مثلا توربین گاز) وصل می‌شود و سر دیگر ممکن است به یک چرخ لنگر یا سیستم کمکی متصل باشد.

یاتاقان‌ها (Bearings)

شفت دوار توسط یاتاقان‌ها در پوسته مهار و نگه داشته می‌شود تا بدون تماس فلزی با پوسته، با حداقل اصطکاک بچرخد. در کمپرسورهای بزرگ، معمولا از یاتاقان‌های ژورنال روغن‌کاری‌شونده (لغزشی) برای تحمل بار شعاعی و از یاتاقان‌های تراست (محوری) برای مهار نیروهای محوری استفاده می‌شود. این یاتاقان‌ها یک لایه فیلم روغن ایجاد می‌کنند که شفت روی آن می‌لغزد. سیستم روغن‌کاری تامین‌کننده جریان روغن پرفشار برای این یاتاقان‌ها و همچنین خنک‌کاری آنهاست. در طراحی‌های مدرن‌تر، برخی سازندگان به‌جای برینگ‌های روغنی از یاتاقان‌های مغناطیسی فعال استفاده می‌کنند که تماس فیزیکی را حذف کرده و نیاز به روغن‌کاری را مرتفع می‌کند. استفاده از یاتاقان مغناطیسی مزایایی چون حذف سیستم روغن، کاهش اتلاف انرژی و امکان مانیتورینگ دیجیتال دقیق موقعیت شفت را به همراه دارد.

آب‌بندها (Seals)

به منظور جلوگیری از نشت گاز پرفشار از محل عبور شفت از پوسته، از آب‌بندهای مخصوصی استفاده می‌شود. قدیمی‌ترها از سیل‌های روغنی (روتورینگ با روغن) بهره می‌بردند که مقداری گاز در روغن حل شده و تلفات داشت؛ اما امروزه تقریبا تمامی کمپرسورهای جدید خطوط گاز از سیل‌های خشک گازی استفاده می‌کنند. سیل خشک گازی از دو سطح مکانیکی بسیار صاف (یکی متصل به شفت و دیگری ثابت) تشکیل شده که توسط یک فیلم نازک گاز از هم جدا می‌شوند. این طراحی بدون نیاز به روغن، نشت گاز را به شدت کاهش می‌دهد و اصطکاک ناچیزی دارد. طبق گزارش‌ها ۹۰٪ از کمپرسورهای جدید از سیل خشک بهره می‌برند. که نشان‌دهنده اطمینان بالا به این فناوری در صنعت است. به کمک این سیل‌ها و نیز سیستم‌های جانبی مانند جداکننده‌ها، میزان نشت گاز در اطراف شفت و یاتاقان‌ها به حداقل رسیده و بازدهی و ایمنی کمپرسور افزایش می‌یابد.

بخش های مختلف یک توربوکمپرسور

شکل 3 : بخش های مختلف یک توربوکمپرسور

محرک توربینی یا الکتروموتور

این کمپرسورها نیاز به یک منبع توان مکانیکی قابل ملاحظه برای چرخاندن شفت دارند. در ایستگاه‌های تقویت فشار گاز معمولاً یک توربین گاز صنعتی وظیفه تأمین توان را برعهده دارد. توربین‌های گاز با سوزاندن بخشی از همان گاز طبیعی خط لوله، انرژی مکانیکی تولید کرده و کمپرسور را می‌چرخانند. در خطوط انتقال، توربین‌های گازی با توان حدود ۷٬۰۰۰ تا ۴۰٬۰۰۰ اسب‌بخار (معادل حدود ۵ تا ۳۰ مگاوات) رایج هستند. برای مثال بسیاری از ایستگاه‌های آمریکا از توربین‌های شرکت Solar، جنرال الکتریک (GE) یا زیمنس در این بازه توان استفاده می‌کنند. این توربین‌ها یا از نوع مشتق‌شده از موتور هوایی (سریع‌دور) یا صنعتی سنگین هستند که به صورت بهینه برای رانش کمپرسور طراحی شده‌اند. در برخی موارد (به خصوص نزدیکی به شبکه برق یا اهداف زیست‌محیطی)، محرک الکتریکی نیز به‌کار گرفته می‌شود. موتورهای الکتریکی ولتاژبالا قادرند کمپرسورهای بزرگ را به حرکت درآورند و با استفاده از درایوهای سرعت-متغیر (VFD) می‌توان سرعت آنها را تنظیم کرد. حتی موتورهای با توان بسیار بالا (تا ۱۰۰ مگاوات) برای کاربردهای خاص توسعه یافته‌اند، هرچند در ایستگاه‌های گاز معمولاً توان‌های پایین‌تر مدنظر است. مجموعه کمپرسور-محرک معمولاً روی یک شاسی یکپارچه (ترکیب skid) نصب و مونتاژ می‌شود که شامل کمپرسور، توربین گاز یا موتور، گیربکس (در صورت نیاز تغییر سرعت)، سیستم روغن‌کاری، سیستم کنترل و تجهیزات کمکی است. این پکیج یکپارچه‌سازی شده در کارخانه، موجب سهولت نصب در محل ایستگاه و اطمینان از سازگاری اجزا با یکدیگر می‌شود.

عملکرد در ایستگاه‌های انتقال گاز

کمپرسورهای گریز از مرکز چندمرحله‌ای در ایستگاه‌های تقویت فشار، تحت شرایط عملیاتی سنگینی به طور مداوم کار می‌کنند. در این بخش به مشخصات عملکردی کلیدی آنها می‌پردازیم:

توربین گاز صنعتی که یک کمپرسور گریز از مرکز را در یک ایستگاه کمپرسور خط لوله به حرکت در می‌آورد.

شکل 4: توربین گاز صنعتی که یک کمپرسور گریز از مرکز را در یک ایستگاه کمپرسور خط لوله به حرکت در می‌آورد

فشار ورودی و خروجی، و نسبت فشار

گاز طبیعی ورودی به کمپرسور معمولاً با فشار بالایی (ده‌ها بار) از خط لوله می‌آید و پس از تراکم در کمپرسور با فشار بالاتر به خط لوله ادامه مسیر ارسال می‌شود. به عنوان مثال، ممکن است فشار گاز ورودی به ایستگاه حدود ۷۵ بار و فشار خروجی پس از کمپرسور مجدداً حدود ۹۰–۱۰۰ بار تنظیم شود تا افت فشار مسیر بعدی جبران گردد. نسبت افزایش فشار در هر ایستگاه بستگی به طرح شبکه و فاصله تا ایستگاه‌های مجاور دارد. این نسبت فشار کلی معمولاً نسبتاً متوسط است (مثلاً ۱٫۲ تا ۲ برابر)، زیرا در شبکه انتقال برای حفظ جریان عظیم گاز نیازی به تراکم با نسبت خیلی بالا در یک نقطه نیست. کمپرسورهای گریز از مرکز ذاتاً برای ظرفیت جریان بالا و نسبت فشار متوسط مناسبند.هر مرحله (پروانه) اغلب نسبت فشاری در حدود ۱٫۱ تا ۱٫۴ ایجاد می‌کند و با پشت‌سرهم قرار دادن چندین مرحله به نسبت فشار نهایی مطلوب (مثلاً ۱٫۵ تا ۳) می‌رسیم. به دلیل محدودیت‌های آیرودینامیکی (مثل دور شدن از نقطه راندمان بهینه و نزدیک‌شدن به ناحیه بحرانی جریان) معمولاً نسبت فشار خیلی بزرگ در یک ماشین واحد عملی نیست مگر با خنک‌کاری بین‌مرحله‌ای که در خطوط لوله گاز رایج نمی‌باشد.

دبی گاز (ظرفیت جریان)

یکی از مزایای بزرگ کمپرسورهای گریز از مرکز، توانایی آنها در هندل‌کردن دبی‌های بسیار زیاد گاز است. این ویژگی برای خطوط انتقال که باید حجم عظیمی از گاز (میلیون‌ها مترمکعب در روز) را جابه‌جا کنند ضروری است. کمپرسورهای چندمرحله‌ای مدرن می‌توانند چند صد هزار مترمکعب در ساعت ظرفیت عبور گاز داشته باشند. به عنوان مثال، یک مدل کمپرسور خط لوله گزارش شده که حداکثر دبی حجمی حدود ۱۰۶٬۷۰۰ مترمکعب بر ساعت (معادل ~۶۲٬۸۰۰ ACFM) را پوشش می‌دهد.گستره عملکرد معمول چنین تجهیزاتی بسیار فراتر از کمپرسورهای رفت‌وبرگشتی است و این امکان را می‌دهد که شبکه‌های گاز با قطر لوله بزرگ و ظرفیت بالا از تعداد کمتری ایستگاه بهره ببرند. بدیهی است با افزایش دبی، توان محرک مورد نیاز نیز افزایش می‌یابد (چرا که توان ~ جرم جریان × اختلاف انرژی در واحد جرم است)؛ لذا ایستگاه‌های بزرگ ممکن است از توربین‌های ۲۰–۳۰ مگاواتی یا بیشتر استفاده کنند تا بتوانند این حجم گاز را فشرده کنند.

محدوده عملکرد (سرج و چوک)

هر کمپرسور گریز از مرکز یک محدوده عملیاتی مشخصی دارد که توسط دو حد اصلی تعیین می‌شود: حداقل جریان (سرج) و حداکثر جریان (چوک). در نرخ جریان‌های بسیار کم، کمپرسور به ناپایداری جریان موسوم به سرج (Surge) دچار می‌شود؛ سرج وضعیتی است که در آن کمپرسور دیگر قادر به ایجاد فشار مورد نیاز نبوده و جریان لحظه‌ای برگشت کرده و نوسانات شدید فشار و لرزش رخ می‌دهد.  سرج می‌تواند صدمات مکانیکی جدی (به‌خصوص به یاتاقان‌ها و سیل‌ها) وارد کرده و باید به هر قیمتی اجتناب شود. از سوی دیگر، در دبی‌های بسیار بالا، کمپرسور به ناحیه خفگی (چوک) می‌رسد که در آن افزایش بیشتر جریان امکان‌پذیر نیست (زیرا سرعت سیال در برخی مقاطع به سرعت صوت نزدیک شده و محدودیتی ترمودینامیکی ایجاد می‌شود). بنابراین، بهره‌برداری ایمن کمپرسور باید بین این دو حد انجام شود. برای اطمینان از اینکه کمپرسور هیچ‌گاه وارد ناحیه سرج نشود، سیستم کنترل ضدسرج (Anti-Surge) در ایستگاه تعبیه می‌شود  که این سیستم شامل یک شیر بازیافت (Recycle Valve) است که بخشی از گاز خروجی کمپرسور را در صورت کاهش بیش از حد دبی، دوباره به ورودی برمی‌گرداند تا جریان از یک حد مینیمم کمتر نشود. خط کنترل سرج بر اساس تست‌ها و منحنی عملکرد کمپرسور تعریف می‌شود که با حاشیه‌ای امن بالاتر از خط سرج ترسیم می‌شود. کنترل‌کننده ضدسرج به طور مداوم دبی و فشار را پایش کرده و اگر نزدیک آن محدوده شود، با باز کردن شیر بازیافتی، کمپرسور را به ناحیه پایدار در سمت راست خط سرج نگه می‌دارد.در سمت دیگر نمودار عملکرد نیز، اپراتور مراقب است کمپرسور به ناحیه خفگی نزدیک نشود که البته خفگی معمولاً فقط در شرایط اضطراری یا اشتباه عملیاتی رخ می‌دهد. طراحی آیرودینامیکی مناسب نیز می‌تواند به وسیع‌تر شدن محدوده عملکرد کمک کند. برای مثال استفاده از پره‌های ورودی قابل تنظیم یا طراحی مناسب ولوت و دیفیوزر می‌تواند دامنه عملیاتی وسیع و طراحی انعطاف‌پذیری به کمپرسور بدهد.

نمونه هایی از نقشه عملکردی کمپرسورنمونه هایی از نقشه عملکردی کمپرسور

شکل 5 : نمونه هایی از نقشه عملکردی کمپرسور

تنظیم سرعت و کنترل توان

یکی از راه‌های اصلی کنترل ظرفیت و نسبت فشار کمپرسور، تغییر سرعت چرخش روتور است. روابط حاکم (قوانین تشابه) نشان می‌دهد که دبی و هد تراکم به ترتیب نسبت مستقیم با سرعت دورانی و مجذور سرعت دارند. در واحدهایی که با توربین گاز رانده می‌شوند، می‌توان با تنظیم سوخت توربین و تغییر سرعت آن، سرعت کمپرسور را تا حدی تغییر داد و به این ترتیب خروجی کمپرسور را کنترل کرد. بسیاری از توربین‌های گاز صنعتی در محدوده مثلاً ۵۰٪ تا ۱۰۵٪ سرعت نامی می‌توانند کار کنند که به کمپرسور اجازه می‌دهد خود را با نیاز شبکه تطبیق دهد. در حالت محرک الکتریکی، استفاده از درایو فرکانس متغیر (VFD) امکان تغییر دور موتور را به شکل پیوسته فراهم می‌کند. مزیت این روش، کنترل دقیق و با کارایی بیشتر است، چرا که به جای هدر دادن انرژی در شیرهای کنترل، مستقیماً توان مصرفی متناسب با نیاز تنظیم می‌شود. علاوه بر کنترل سرعت، پره‌های راهنمای ورودی قابل تنظیم (IGV) نیز در برخی کمپرسورها تعبیه می‌شوند. IGV ها مجموعه‌ای از پره‌های متحرک در ورودی جریان به اولین پروانه هستند که زاویه آنها قابل تغییر است و با ایجاد پیش‌چرخش در جریان ورودی، در عمل منحنی عملکرد کمپرسور را تغییر می‌دهند. در دبی‌های پایین، بستن نسبی IGV باعث می‌شود کمپرسور در دور ثابت، دبی کمتری بدهد بدون آنکه وارد سرج شود. این یک روش مؤثر برای کنترل ظرفیت در کنار تغییر سرعت است و برخی سازندگان آن را به صورت سفارشی در پکیج کمپرسور ارائه می‌کنند.

سیستم‌های کنترلی و ابزاردقیق

عملکرد ایمن و پایدار این کمپرسورها نیازمند یک سامانه کنترلی پیشرفته است. سامانه کنترل شامل تجهیزات ابزاردقیق برای اندازه‌گیری لحظه‌ای فشار مکش، فشار رانش، دمای گاز، دبی جریان و سرعت شفت می‌باشد. این سیگنال‌ها به یک سیستم PLC یا DSC هدایت می‌شوند که براساس لاجیک‌های کنترلی برنامه‌ریزی‌شده عمل می‌کند. مهم‌ترین حلقه کنترلی، همان‌طور که ذکر شد، کنترل ضدسرج است که معمولاً یک کنترلر PID اختصاصی دارد تا در کسری از ثانیه واکنش نشان دهد و از ورود به ناحیه سرج جلوگیری کند. علاوه بر آن، کنترل فشار خروجی نیز مهم است؛ ایستگاه تقویت فشار معمولاً به یک فشار خروجی تنظیم‌شده (ست‌پوینت) نیاز دارد تا شبکه Downstream را تامین کند. برای این منظور، کنترلر فشار می‌تواند از طریق تغییر میزان سوخت توربین (تغییر توان و سرعت) یا تغییر بازشدگی یک شیر خروجی (Throttle Valve) فشار را دقیق تنظیم نماید. در برخی ایستگاه‌ها ترکیب این دو (کنترل سرعت در بازه کلی و شیر کنترل برای تنظیم دقیق) به‌کار می‌رود. همچنین حفاظت‌های ایمنی متعددی وجود دارد: ترانسدیوسرهای ارتعاش شفت برای تشخیص ارتعاشات غیرعادی در یاتاقان‌ها، حسگرهای دمای یاتاقان و سیم‌پیچ موتور/توربین، سیستم تشخیص آتش و گاز در اطراف توربین گاز، و شیرهای اطمینان یا تخلیه فشار در خط لوله. همه این موارد به سیستم کنترل یکپارچه ایستگاه متصلند تا در صورت وقوع شرایط خطرناک (مثل افزایش بیش از حد فشار یا دمای تخلیه، سقوط فشار مکش از حد مجاز، ارتعاش بیش از حد، یا آتش‌سوزی) اقدام به Shutdown اضطراری کند و از تجهیزات حفاظت نماید. در مجموع، کمپرسورهای خطوط گاز از نظر عملکردی به نحوی طراحی و کنترل می‌شوند که بیشترین دبی را در بالاترین راندمان در محدوده وسیعی ارائه دهند و در عین حال حاشیه ایمنی کافی نسبت به ناپایداری‌ها داشته باشند.

نقش کمپرسورها در پایداری شبکه انتقال گاز

وجود کمپرسورهای تقویت فشار برای بهره‌برداری پایدار و اقتصادی از خطوط انتقال گاز ضروری و راهبردی است. این کمپرسورها تضمین می‌کنند که فشار گاز در طول مسیر در محدوده مطلوب باقی بماند و در نهایت گاز با فشار کافی به شهرها، نیروگاه‌ها و مصرف‌کنندگان نهایی برسد. در نبود این ایستگاه‌ها، برد انتقال گاز به شدت محدود می‌شد و نمی‌توانستیم شبکه‌های بین‌منطقه‌ای فعلی را تشکیل دهیم. به طور مشخص، کمپرسورها چند نقش کلیدی در پایداری شبکه دارند:

جبران افت فشار و تداوم جریان

مهم‌ترین نقش، جبران افت فشار ناشی از اصطکاک خط لوله است. هر خط لوله با طول زیاد حتی در صورت عدم برداشت گاز، بر اثر اصطکاک در جداره‌ها افت فشار تدریجی دارد. کمپرسور میانی با بالا بردن فشار، افت تجمعی را جبران کرده و اجازه می‌دهد جریان ادامه یابد. بنابراین حضور کمپرسورهای متوالی باعث می‌شود بتوان گاز را صدها یا هزاران کیلومتر دورتر از میدان گازی انتقال داد.

افزایش ظرفیت انتقال شبکه

با نصب ایستگاه‌های تقویت فشار بیشتر روی یک خط لوله، می‌توان دبی انتقالی آن را افزایش داد. در واقع توان کمپرسورها محدودیت اصلی ظرفیت یک خط لوله است؛ هر چه توان و تعداد کمپرسورها بیشتر باشد، می‌توان سرعت و نرخ انتقال گاز بیشتری را حفظ کرد. بنابراین توسعه شبکه گازرسانی اغلب نیازمند افزودن ایستگاه‌های کمپرسور یا ارتقای توان آنهاست.

انعطاف‌پذیری در مقابل نوسانات تقاضا

شبکه‌های گاز شهری و نیروگاهی معمولاً دچار نوسانات مصرف روزانه و فصلی می‌شوند. کمپرسورهای خط لوله با تنظیم سرعت یا ظرفیت خود، می‌توانند جریان گاز را متناسب با تقاضا تغییر دهند و فشار شبکه را ثابت نگه دارند. برای مثال در زمستان که مصرف گاز خانگی بالا می‌رود، ایستگاه‌های تقویت فشار می‌توانند با افزایش توان خروجی، حجم گاز بیشتری پمپاژ کنند و در تابستان با کاهش ظرفیت، مصرف انرژی را بهینه کنند. این قابلیت کنترل بخصوص در شبکه‌های مدرن که با سیستم‌های اسکادا (SCADA) مدیریت می‌شوند، نقش مهمی در تعادل عرضه و تقاضا دارد.

قابلیت اطمینان شبکه و سناریوهای اضطراری

وجود چندین کمپرسور در نقاط مختلف و حتی چند واحد کمپرسور در هر ایستگاه، به شبکه این امکان را می‌دهد که در صورت از دست رفتن یک واحد، واحدهای دیگر جبران کنند. معماری ایستگاه‌ها معمولاً به صورت چند واحد موازی است که مثلاً اگر یکی برای تعمیر از مدار خارج شد، واحدهای دیگر افزایش ظرفیت داده و همچنان جریان عبوری خط را نزدیک به مقدار عادی نگه می‌دارند. این افزونگی (Redundancy) یکی از عوامل پایداری شبکه در مواجهه با خرابی تجهیزات است. به علاوه، در شرایط اضطراری که نیاز است جریان بخشی از خط سریعا تخلیه یا متوقف شود (مثلاً وقوع نشتی عمده)، کمپرسورها می‌توانند به سرعت shutdown شده و شیرهای بین ایستگاهی بسته شوند تا حادثه مدیریت شود. پس نقش کمپرسورها فقط در پمپاژ نیست بلکه بخشی از سیستم ایمنی و کنترلی شبکه نیز به شمار می‌آیند.

 ذخیره‌سازی و انتقال معکوس

در برخی شبکه‌های گاز، ایستگاه‌های تقویت فشار امکان کار معکوس یا تزریق به مخازن را هم دارند. مثلاً در پروژه‌های ذخیره‌سازی گاز در مخازن زیرزمینی، از همین کمپرسورها برای تزریق گاز به داخل مخزن در فصل کم‌مصرف استفاده می‌شود و سپس در فصل پرمصرف، روند برعکس شده و کمپرسور یا خطوط bypass اجازه می‌دهند گاز از مخزن وارد شبکه شود. بنابراین کمپرسورهای چندمرحله‌ای بخشی از زیرساخت ذخیره‌سازی راهبردی گاز نیز هستند که پایداری تامین انرژی را در درازمدت تضمین می‌کند.

 

جمع‌بندی

با توجه به موارد بالا، روشن است که کمپرسورهای توربینی شعاعی چندمرحله‌ای عنصر حیاتی در زنجیره تأمین گاز شهری و صنعتی محسوب می‌شوند. این تجهیزات با پایداری عملیاتی بسیار بالا خود (میانگین عمر چند دهه و درصد خرابی پایین) امکان تشکیل شبکه‌های گسترده و مطمئن گاز را فراهم کرده‌اند. همچنین از منظر توسعه پایدار، افزایش راندمان آنها اثر مستقیمی بر کاهش اتلاف انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌ای دارد. به بیان دیگر، هر درصد بهبود در بازده کمپرسورهای ایستگاه‌های تقویت فشار، منجر به صرفه‌جویی قابل ملاحظه‌ای در مصرف سوخت و کاهش انتشار CO₂  خواهد شد. از این رو، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین کمپرسور (مانند سیستم‌های مغناطیسی، آب‌بندی بهبودیافته، مواد پیشرفته و کنترل هوشمند) علاوه بر مزایای اقتصادی برای بهره‌برداران، دارای منافع عمومی در افزایش پایداری و کارایی شبکه‌های انرژی است.